احساس گناه مادری و مشکلاتی که در گفتار کودکانمان ایجاد میکند

احساس گناه مادری

فهرست مطالب

آیا من مادر خوبی هستم؟ برای فرزندم کم نگذاشتم؟ به اندازه کافی به نیازهایش رسیدگی کردم؟ مبادا به خاطر مشکلات من دچار افسردگی شده باشد؟ کم غذا شدنش حتماً به خاطر غیبت‌های مکرر من است!

همانطور که در سایت psychologytoday.com نوشته شده:

“Mom guilt” is the feeling of not being a good enough mother. It can come in many forms: We’re not spending enough time with our children; we’re not patient, loving, fun, or interested enough.

احساس گناه مادری، حسی است که در آن فرد فکر ‌می‌کند که به اندازه کافی مادر خوبی نیست. این حس می‌تواند به اشکال مختلف ظاهر شود: مثلاً اینکه به اندازه کافی با بچه‌هایمان وقت نمی‌گذرانیم، یا به اندازه کافی صبور، مهربان، شاد نیستیم و او توجه‌ نمی‌کنیم.

این یک واقعیت است که رفتارها و احساسات ما روی رشد فرزندانمان تأثیر می‌گذارد. احساس ناکافی بودن به عنوان یک مادر یا پدر، اختلالی است که پیامدهای آن نیز می‌تواند روی زندگی کودک اثر بگذارد و مشکلاتی در گفتار کودکان ایجاد کند.

احساس گناه مادری چیست؟

پدیده احساس گناه مادری یا Mom guilt مجموعه‌ای از افکار و احساسات است که طی آن‌ها فرد مدام با خودش تصور می‌کند که به اندازه کافی یک مادر مسئولیت‌پذیر، خوب و فداکار نیست.

این حس ناکافی بودن باعث می‌شود تا مادر نگران این باشد که مبادا در حال آسیب زدن یا کوتاهی کردن در حق فرزندش است و این موضوع موجب عذاب وجدان او می‌شود.

تفاوتی ندارد که شغل، وضعیت اقتصادی، تعداد فرزندان یا سبک زندگی فرد چیست، حس عذاب وجدان مادرانه می‌تواند سراغ هر مادری، در هر وضعیتی برود.

احساس گناه مادرانه اغلب موجب می‌شود که فرد برای آرام کردن حس عذاب وجدان، دست به انجام کارهایی بزند که اثرات مخربی روی سلامت روند رشد گفتار کودک داشته باشد.

احساس گناه مادری چگونه باعث مشکلات گفتاری کودک می‌شود؟

ارتباط بین احساس گناه والدین (به‌ویژه مادر) و رشد گفتار کودک هم می‌تواند مستقیم باشد و هم غیرمستقیم.

خلاصه بگوییم، احساس گناه مزمن و کنترل‌نشده مادر، می‌تواند تغییراتی در نوع ارتباط کلامی و تعامل عاطفی با کودک ایجاد کند که در نهایت رشد گفتار و زبان کودک را دچار اختلال و تأخیر نماید.

اما از چه راه‌هایی؟

کاهش غنی‌سازی زبانی (Language Enrichment)

مادری که غرق در احساس گناه است و فکر می‌کند وظایف مادرانگی خود را به درستی انجام نمی‌دهد اغلب:

  • کمتر با کودک حرف می‌زند – حجم ورودی داده‌های زبانی و کلماتی که کودک می‌شنود کاهش پیدا می‌کند.
  • بیشتر از جملات کوتاه و خنثی استفاده می‌کند – مادر به جای گفتگو، پرسش و پاسخ، توضیح دادن و قصه تعریف کردن، به دادن دستورات کوتاه (“بیا”، “نکن”، “بخور”) اکتفا می‌کند.
  • تحمل سروصدا و پرسش‌های کودک را ندارد – کودکان به صورت طبیعی سوالات تکراری زیادی می‌پرسند و صدای بلندی دارند. والدین درگیر حس گناه، معمولاً زودتر از کوره در می‌روند و حوصله اینگونه تعاملات را ندارند.

بروز اختلال در نوبت‌گیری کلامی (Turn-taking)

تمرین نوبت‌گیری یکی از مراحل کلیدی رشد گفتار در کودکان است. به این صورت که “من حرف می‌زنم، تو گوش می‌دهی و پاسخ می‌دهی، بعد نوبت من است”.

احساس گناه مادری، بسته به نوع بروزش می‌تواند به دو شکل به این چرخه آسیب وارد کند:

  • والدین بیش‌فداکار و پُرحرف: بعضی از مادرانی که احساس می‌کنند به اندازه کافی به فرزندشان توجه نکرده‌اند، ممکن است مدام با کودک حرف بزنند، از او سوال بپرسند و هر صدا یا رفتار کودک را تفسیر کنند. با داشتن والدینی که همیشه نگران و پرحرف هستند، کودک فرصت زیادی برای شروع مکالمه پیدا نمی‌کند و نوبت‌گیری کلامی را یاد نمی‌گیرد.
  • والدین منزوی و گوشه‌گیر: بعضی از مادران از احساس گناهی که نسبت به خودشان دارند خسته می‌شوند و فازی از افسردگی را شروع می‌کنند. به همین خاطر تماس چشمی کمی برقرار می‌کنند و پاسخ دادن به سر و صداهای کودک را به تأخیر می‌اندازند. در این شرایط کودک یاد می‌گیرد صدا درآوردن (و بعدها صحبت کردن) هیچ کمکی به رفع نیازهایش نمی‌کند.

افزایش استرس کاذب و کاهش تمایل به برقراری ارتباط

احساس گناه مادرانه، سطح کورتیزول (هورمون استرس) مادر را بالا می‌برد. تحقیقات نشان داده که کودکان به شکل شگفت‌انگیزی این استرس را از طریق تن صدای مادر، حالت صورت و حالت فیزیکی بدن تشخیص می‌دهند.

کودکی که مدام در معرض ارتباط با والدین (به خصوص مادر) مضطرب و استرسی است معمولاً:

  • خاموش و محتاط می‌شود – کودک یاد می‌گیرد که صدای درآوردن ممکن است مادر را عصبانی یا ناراحت کند.
  • در سنین پایین‌تر تلاشی برای صحبت کردن نمی‌کند: کودکانی که والدین مضطرب دارند، اغلب دچار تأخیر در گفتار می‌شوند و دیرتر حرف زدن را شروع می‌کنند.

تقویت ارتباط غیرکلامی به جای ارتباط کلامی

یکی از اتفاقاتی جالبی که معمولاً در ارتباط بین کودکان و والدین درگیر احساس گناه می‌افتد، این است که مادر (یا در برخی موارد پدر) به قدری نیازهای فرزندشان را به خوبی می‌شناسند، که قبل از اینکه کودک حرفی بزند آنها را برطرف می‌کنند.

به عنوان مثال کودک فقط به لیوان آب نگاه می‌کند و مادر به جای اینکه بگوید “آب می‌خواهی؟ بگو آب”، فوری لیوان آب را به او می‌دهد.

در این شرایط کودک یاد می‌گیرد که برای برطرف شدن نیازهایش احتیاجی به صدا درآوردن یا صحبت کردن ندارد و نگاه و اشاره کافی است. موضوعی که به ویژه در کودکان 18 تا 30 ماه می‌تواند منجر به تأخیر در گفتار شود.

تفاوت احساس گناه مثبت و مخرب

بله، احساس گناه الزاماً پدیده‌ای منفی نیست و اتفاقاً در بسیاری از مواقع یک رفتار مثبت تلقی می‌شود.

نوع احساس گناه اثر بر گفتار کودک
احساس گناه به موقع (مثلاً غذرخواهی از کودک بعد از داد زدن) مفید است.، چراکه کودک یاد می‌گیرد احساسات قابل ترمیم هستند و بازخورد کلامی عاطفی دریافت می‌کند.
احساس گناه مزمن، فراگیر و همراه با اضطراب بالا مخرب است، چراکه منجر به اختلالات رفتار و گفتار کودک می‌شود.

 

توصیه‌هایی برای بهبود رشد گفتار کودک

چنانچه حس می‌کنید احساس گناه مادری شما باعث شده تا رشد گفتار فرزندتان آسیب ببیند، به توصیه‌های زیر توجه کنید:

با دقت بررسی کنید و ببینید که آیا رشد گفتار و زبان کودک در محدوده طبیعی قرار دارد یا نسبت به سنش کمتر از آنچه که باید رشد گفتاری داشته. چنانچه فاصله کودک با نقاط عطف رشد گفتار زیاد بود، بهتر است هرچه زودتر برای ارزیابی گفتار درمانی اقدام کنید.

سعی داشته باشید به جای اینکه از روی احساس گناه، برای کودک همه کار بکنید، روزانه ۱۰ دقیقه با او بازی “دنباله‌رو” را انجام دهید. به این صورت که کودک در نقش فرمانده ظاهر می‌شود و به هرچیزی که اشاره می‌کند، شما بدون سوال پرسیدن، آن را به زبان می‌آورید.

عذرخواهی را به عمل معطوف کنید نه شخصیت. مثلاً اگر سر کودک داد زدید، نگویید: “ببخشید مامان بد بود”، بلکه بگویید: “مامان عصبانی شد و صدایش را بلند کرد. این کار درستی نبود”.

اولین قدم برای بهبود گفتار کودک، این است که به خودتان کمک کنید. با مراجعه به یک روانشناس و تمرین تکنیک‌های ذهن‌آگاهی تلاش کنید تا این احساس گناه را به خاطر خودتان و به خاطر فرزندتان کنار بگذارید.

نتایج منفی احساس گناه مادرانه

  • فرسودگی مادرانه (مادر از فرط احساس گناه و استرس خسته می‌شود و عملاً مسئولیت مادرانگی را رها می‌کند)
  • افزایش اضطراب و افسردگی پس از زایمان (یا افسردگی عمومی)
  • از خودگذشتگی افراطی که به سلامت خود مادر و سلامت روان کودک آسیب می‌زند
  • در موارد شدید، ایجاد رابطه وابسته و ناسالم با کودک

نشانه‌های احساس گناه مادری

حال از کجا بفهمیم درگیر احساس گناه مادرانه هستیم و نگرانی‌هایی که در خصوص رشد کودک داریم سالم هستند یا مخرب؟

برخی از نشانه‌های احساس گناه والدین عبارتند از:

  • حس می‌کنید همیشه در حال انجام دادن کار اشتباه هستید.
  • تمام وقت و هزینه خود را صرف فرزندتان می‌کنید و به فکر خودتان نیستید.
  • به خاطر رسیدگی به کودک، ارتباطات شما با دوستان و همکارانتان کم شده است.
  • فهرست بلند و بالایی از کارهایی که باید در قبال کودک‌تان انجام دهید اما هنوز موفق به انجامشان نشده‌اید دارید اما فقط از پس چند مورد از آنها برمی‌آیید. (مثلاً مدام تصور می‌کنید که برای رشد سالم فرزندم باید این ۱۰ کار را انجام دهم اما فعلاً از پس ۲ مورد آن برمی‌آیم)
  • از وقت گذراندن در کنار فرزند خود احساس لذت نمی‌کنید.
  • مدام درگیر استرس و فشار عصبی کارهای انجام نشده هستید.
  • احساس افسردگی و اضطراب می‌کنید.
  • درگیر اختلال خواب یا اختلال خوراک هستید.
  • مدام از نظر روحی احساس خستگی می‌کنید.

راه‌کارهای عملی برای کاهش حس گناه مادری

  1. باور به اینکه “من یک مادر به اندازه کافی خوب هستم” : واقعیت این است که یک مادر نیازی به کامل بودن ندارد. کودک برای رشد سالم به مادری نیاز دارد که گاهی خطا کند، گاهی خسته باشد و بعد دوباره تلاش کند.
  2. تفکیک حس گناه واقعی از حس گناه خیالی:
  • مثال گناه واقعی: تنها گذاشتن کودک در ماشین.
  • مثال گناه خیالی: بچه‌ام را برای بازی به پارک آوردم در حالی که فلان دوستم برای فرزندش کلاس موسیقی می‌گذارد.
  1. کاهش استفاده از شبکه‌های اجتماعی: از دنبال کردن اکانت‌هایی که باعث حس ناکافی بودن در شما می‌شوند، دست بکشید.
  2. وقت گذاشتن برای خود (Self-Care): داشتن یک مادر شاد و آرام، بزرگ‌ترین هدیه برای کودک است. ۱۵ دقیقه مطالعه، نوشیدن یک لیوان چای در آرامش یا بیرون رفتن با دوستان، اتفاقاً شما را به مادر بهتری تبدیل می‌کند.
  3. درخواست کمک کردن: از کمک خواستن از دیگران خجالت نکشید. تقسیم کار با همسر، مادربزرگ یا مهدکودک نشانه ضعف نیست.
  4. صحبت کردن با مادران دیگر: با مادران دیگر (دوستان، اعضای خانواده یا حلقه‌های حمایتی) در خصوص احساسات خود صحبت کنید. وقتی بفهمید که تنها نیستید، راحت‌تر می‌توانید با احساسات خود کنار بیایید.

سخن آخر

کودک شما به یک مادر کامل نیاز ندارد، بلکه به یک مادر واقعی، حاضر و مهربان نیاز دارد که بداند گاهی اشتباه می‌کند، عذرخواهی می‌کند و دوباره بلند می‌شود. احساس گناه مادری، نشانه عشق و آگاهی شماست، نه نشانه بد بودن شما. اما اگر این حس بیش از حد درون شما رشد کرده، یعنی به جای کمک، در حال آسیب زدن به شما و فرزندتان است.

سوالات متداول

آیا احساس گناه مادری می‌تواند ناشی از عشق بیش از حد باشد، نه کمبود عشق؟

بله. گاهی مادر آنقدر فرزندش را دوست دارد که هر لذت شخصی (حتی یک نوشیدن یک استکان قهوه در آرامش) را خیانت در حق کودک تلقی می‌کند.

چرا بعد از اینکه فرزندم را از یک موقعیت خطرناک نجات می‌دهم (مثل نزدیک شدن به پله)، به جای آرامش، احساس گناه می‌کنم؟

به این دلیل که مغز شما مدام سناریوی “چه می‌شد اگر” را بارها مرور می‌کند و شما را به خاطر اینکه اصلاً اجازه دادیدن چنین شرایط خطرناکی پیش بیاید، (به غلط) سرزنش می‌کند.

آیا ممکن است کودک من از حس گناه مادری من سوء استفاده کند؟

آگاهانه نه، اما ناخودآگاه بله. کودکان خیلی سریع یاد می‌گیرند که با گفتن “مادر تو من را دوست نداری” یا با قهر کردن، به سرعت به خواسته‌هایشان برسند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فهرست مطالب